آرتور جان آربِری(Arthur John Arberry)

image_pdfimage_print

آرتور جان آربِری[1] در ۱۲ مه ۱۹۰۵ در خانواده‌ای کارگری در بندر پورتسموث  در انگلستان متولد شد. از کودکی به مطالعهٔ یونانی و لاتین علاقه نشان داد و پیش از ورود به دانشگاه این دو زبان را به خوبی فرا گرفت و اغلب آثار کلاسیک را به زبان اصلی مطالعه کرد. در ۱۹۲۴ به “کالج پمبروک” یکی از مدارس هجده‌گانهٔ دانشگاه کمبریج وارد شد و ۳ سال بعد موفق به اخذ درجهٔ لیسانس در زبانهای باستانی گردید. پس از آن با استفاده از کمک‌هزینهٔ اوقاف ادوارد براون به تحصیل زبانهای فارسی و عربی در همان کالج پرداخت. در مدت ۲ سال دورهٔ زبان و ادبیات عرب را به پایان رساند. عربی را نزد رینولد نیکلسون[2] و فارسی را نزد پروفسور لوی[3] فراگرفت که نقطه عطفی در زندگی‌اش بود. پس از دریافت دومین گواهینامهٔ لیسانس، به تحقیق درا ادبیت عرب و ترجمهٔ مواقف اثر نِسفَّری پرداخت. کالج پمبروک در ۱۹۳۱ او را به عنوان محقق وابسته به عضویت پذیرفت و جایزهٔ اول براون را به وی داد. آربری به هزینهٔ این کالج به قاهره رفت تا در آنجا به تحقیق و مطالعه بپردازد. پس از آن از فلسطین، لبنان و سوریه دیدن کرد. سپس به انگلستان برگشت و باز به مصر رفت و در” دانشگاه قاهره “به سمت استادی و ریاست “گروه زبانهای کلاسیک “(یونانی و لاتین) منصوب شد (۱۹۳۲-۱۹۳۴). در همین دوران و در قاهره بود که با سارینا سیمونز[4] آشنا شد؛ این آشنایی بعدها منجر به ازدواج شد. در ۱۹۳۴ بار دیگر به انگستان بازگشت و مدت ۲ سال به عنوان کتابدار در کتابخانهٔ وزارت هندوستان در لندن به کار پرداخت. پس از شروع جنگ جهانی دوم در سال ۱۹۳۹ به وزارت اطلاعات منتقل شد و در طول جنگ رساله‌هایی در باره کشورهای خاورمیانه و خاورشناسی نیز منتشر کرد. انتشار مجله موفق “روزگار نو “مربوط به همین زمان است.

آرتور آربری در ۱۹۴۴ پس از کناره‌گیری مینورسکی[5] از استادی زبان فارسی دانشگاه لندن، به جای او انتخاب شد. دو سال بعد به مقام استادی رشتهٔ عربی و ریاست بخش مطالعات خاورمیانه در دانشگاه لندن ارتقا یافت. در ۱۹۴۷ پس از استعفای استوری، کرسی استادی زبان عربی در کمبریج یعنی همان کرسیی که قبلاً ادوارد براون [6]و رینولد نیکلسون شاغل بودند به او واگذار شد و تا پایان عمر در کمبریج ماند. بر اثر مساعی وی در کمبریج کرسی مستقلی برای تدریس زبان و ادبیات فارسی ایجاد گردید. او عضو فرهنگستان و عضو وابستهٔ فرهنگستان ایران و مصر و مجمع علمی دمشق و نایب رئیس کمیتهٔ ترجمهٔ یونسکو بود. در ۱۹۴۸ انجمن خاورشناسان بریتانیا را تشکیل داد. آثار وی از نظر تنوع و تعدد و نیز جامعیت آرایی که عرضه می‌کند، و نیز به سبب نثر روان و بیان ساده و شاعرانه‌ای که در نگارش یا ترجمه به کار می‌برد، از شهرت فراوانی برخوردار است. ترجمهٔ وی از قرآن مجید گرچه از صحت و دقت کافی بهره‌مند نیست، مشهورترین ترجمهٔ انگلیسی قرآن به شمار می‌آید. آربری نویسنده‌ای پرکار بود و تنها در حدود 90 اثر از تحقیق و تصحیح و ترجمه به صورت کتاب و مقاله به فارسی و عربی از وی به جا مانده‌است. به غیر از ترجمه قرآن که شاخص ترین اثر او محسوب می‌شود سایر آثار او در عبارتند از: ترجمه فارسی و عربی شعر کلاسیک، مطالعات قرآنی، الهیات اسلامی و فلسفه، عرفان، زبان‌شناسی فارسی و عربی ، کتابشناسی ، گلچین های ادبی برای دانشجویان، مطالعه ادبیات مالتی و جمع‌آوری بخش‌های منتخب و غیره. آربری به عرفان مولانا علاقه بسیار داشت و همانند فیتزجرالد و خیام، او نیز تلاش قابل توجهی برای معرفی مولانا و ترجمه اشعارش به جامعه غربی داشت. تفسیر و ترجمه اشعار اقبال لاهوری به تصحیح بدیع الزمان فروزانفر از دیگر آثار مهم اوست. آربری جوایز زیادی را برای فعالیت‌ها و آثارش کسب کرد از جمله نشان درجه یک دانش از سوی شاه سابق ایران، دکترای افتخاری از دانشگاه مالت، عضویت افتخاری در فرهنگستان عربی قاهره و آکادمی عرب در دمشق. آرتور آربری در 2 اکتبر 1969 در گذشت و در قصبه کمبریج در کنار همسرش به خاک سپرده شد.

کتابشناسی

ترجمه‌ شده به فارسی:

قرآن

پنجاه غزل از حافظ

چهارصد غزل از دیوان شمس

فیه مافیه، جلال‌الدین مولوی

معلقات سبع

شکوی الغریب عین القضاه همدانی

التعرف کلاباذی

رموز بی‌خودی اقبال

جاویدنامهٔ اقبال

فهرست کتب خطی ایرانی کتابخانه هند، ۱۹۳۸

فهرست کتب خطی عربی کتابخانه هند، ۱۹۳۶

اسلام امروز، ۱۹۴۴

سرودهای ایرانی، ۱۹۵۰

قرآن مقدس، ۱۹۵۴

میراث ایران، ۱۹۵۴

حق و انقلاب در اسلام، ۱۹۵۷

 

سایر آثار:

Arberry’s selected works: Aḥmad Šawqī, Maǰnūn Laylā, verse tr., Cairo, 1933.

The Mawāqif and Mukhātabāt of al-Niffarī, ed. and tr., London, 1935.

The Doctrine of the Sufis, tr. from al-Kalābāḏī, Cambridge, 1935.

Al-Ḵarrāǰ, The Book of Truthfulness—Kitāb al-Ṣidq, ed. and tr., Bombay, 1937.

Poems of a Persian Sufi, Being the Quatrains of Bābā Ṭāhir Rendered into English Verse, Cambridge, 1937.

Al-Moḥāsebī, Ketāb al-tawahhom, ed., Cairo, 1937.

ʿIraqi, The Song of Lovers, ed. and tr., Bombay, 1939.

Specimens of Arabic and Persian Palaeography, London, 1939.

British Contributions to Persian Studies, London, 1942.

British Orientalists, London, 1943.

Introduction to the History of Sufism, Calcutta, 1943.

Modern Persian Reader, Cambridge, 1944.

Saʿdī, Kings and Beggars, tr., London, 1945.

Asiatic Jones, the Life and Influence of Sir William Jones, London, 1946.

Pages from the Kitāb al-Lumaʿ of . . . al-Sarrāǰ, London, 1947.

Muhammad Iqbal, The Tulip of Sinai, tr., London, 1947.

Al-Termeḏī, Ketāb al-rīāża, Cairo, 1947.

The Cambridge School of Arabic, Cambridge, 1948.

Immortal Rose, An Anthology of Persian Lyrics, London, 1948.

The Rubaʾiyat of Omar KhayyamEdited from a Newly Discovered Manuscript, London, 1949.

The Spiritual Physic of Rhazes, tr., London, 1950.

Modern Arabic Poetry, An Anthology, with English Verse Translations, London, 1950.

Sufism, An Account of the Mystics of Islam, London, 1950.

A Twelfth Century Reading List, A chapter in Arab Bibliography, London, 1951.

  1. B. Hunt,“Lateres Fitzgeraldi,”With a Literal Translation of the Persian Text by A. J. Arberry, Bedford, 1951.

Avicenna on Theology, ed. and tr., London, 1951.

Sakhawiana, A Study based on the Chester Beatty Manuscript Arab. 773, London, 1951.

A Volume in the Autograph of Yāqūt the Geographer, London, 1951.

The Mystical Poems of Ibn al-Fāriḍ, Edited in Transcription, London, 1952.

Ibn al-Fāriḍ, The Poem of the Way, Translated into English Verse, London, 1952.

Omar Khayyam, A New Version Based upon Recent Discoveries, London, 1952.

A Second Supplementary Hand-List of the Muhammadan Manuscripts in the University and Colleges of Cambridge, Cambridge, 1952.

The Ring of the Dove, by Ibn Hazm, tr., London, 1953.

Scheherezade, Tales from the Thousand and One Nights, London, 1953.

Moorish Poetry, A translation, Cambridge, 1953.

The Holy Koran, An introduction, London, 1953. The Legacy of Persia, ed., Oxford, 1953.

The Koran Interpreted, London, 1955.

FitzGerald’s Salaman and Absal, A Study, Cambridge, 1956.

The Mystical Poems of Ibn al-Fāriḍ, Translated and annotated, Dublin, 1956.

The Seven Odes, tr., London, 1957.

Classical Persian Literature, London, 1958.

The Romance of the Rubaiyat, London, 1959.

Omar Khayyam and FitzGerald, London, 1959.

A Catalogue of the Persian Manuscripts and Miniatures in the Chester Beatty Library, Dublin, 1959.

A Maltese Anthology, Oxford, 1960.

Oriental Essays, Portraits of Seven Scholars, London, 1960.

Shiraz, Persian City of Saints and Poets, Norman, Okla., 1960.

Discourses of Rumi, tr., London, 1961.

Tales from the Masnavi, tr., London, 1961.

Dun Karm, Poet of Malta, Texts Chosen and Translated, Cambridge, 1962.

Humāy-Nāma, ed. with introd., London, 1963.

More Tales from the Masnavi, tr., London, 1963.

Aspects of Islamic Civilizatian as Depicted in the Original Texts, London, 1964.

Arabic Poetry, A Primer for Students, Cambridge, 1965.

A Hand-List of the Arabic Manuscripts in the Chester Beatty Library, Dublin, 1966.

Muhammad Iqbal, Jāvīd-Nāma, tr., London, 1966.

ʿAṭṭār, Muslim Saints and Mystics, Episodes from the Tadhkirat al-Auliyā, tr., London, 1966.

Poems of al-Mutanabbi, A selection with Introduction, Translation and Notes, Cambridge, 1967.

The Koran Illuminated, A Hand-List of the Korans in the Chester Beatty Library, Dublin, 1967.

Mystical Poems of Rumi, First SelectionTranslated, Chicago and London, 1966.

Religion in the Middle East, ed., London, 1969.

A Sufi Martyr, The Apologia of ʿAin al-Quḍāt al-Hamadhānī, London, 1969.

[1] – Arthur John Arberry

[2] – Reynold Alleyne Nicholson

[3]Professor Levy

[4] – Sarina Simons

[5] -Vladimir Fedorovich Minorsky

[6] – Edward Browne

سیدموسوی