Clisel
http://clisel.com/%d8%af%d8%b1%d8%a2%d9%85%d8%af%d9%8a-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d8%b1%d8%a2%d9%86-%d9%be%da%98%d9%88%d9%87%d9%8a-%d9%85%d8%b3%d8%aa%d8%b4%d8%b1%d9%82%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a2%d8%b3%d9%8a%d8%a8-%d8%b4%d9%86/
Export date: Sun Aug 18 22:40:26 2019 / +0430 GMT

درآمدی بر قرآن پژوهی مستشرقان و آسيب شناسی آن





درآمدی بر قرآن پژوهی مستشرقان و آسيب شناسی آن


چكيده


از جمله كساني كه در سده‏ هاي گذشته، به ويژه عصر حاضر به مطالعات وسيعي درباره قرآن دست زده و منشا آثار گوناگوني شده‏اند، مستشرقان هستند. مستشرقان از جهت اهداف و انگيزه و در نتيجه افكار و آثار علمي در يك سطح نبوده، بلكه طيف وسيعي از غرض ورزان معاند تا محققان منصف را تشكيل مي‏دهند.مطالعات قرآني خاورشناسان غالبا بر اصول و ضوابطي مبتني است كه نتايج آن براي مسلمانان غير قابل قبول مي‏گردد.اين مقاله كوششي است در ارائه اهمّ اهداف و عملكردهاي مستشرقان در مطالعات قرآني آنان، و بياني در ضرورت آسيب‏ شناسي آن.




تعريف استشرقان و مستشرق


استشراق معادل كلمه orientalism(از ماده شرق orient)بر اعمال مستشرقان در قبال فرهنگ مشرق زمين اطلاق مي‏شود.(حاجي ميرزايي، 2/2046)به عبارت ديگر استشراق عبارت است از هر گونه مطالعه و بررسي دانشمندان مغرب زمين در خصوص ميراث فكري مشرق زمين.و ميراث فكري مشرق زمين آميزه‏اي از تاريخ، زبان، فنون، علوم و سنت‏هايي است كه به مردمان اين سرزمين‏ها تعلق دارد (علي الصغير، 11).با توجه به اين تعريف، مستشرق عبارت از كسي است كه به مطالعه ميراث فرهنگي مشرق زمين پرداخته و آنچه متعلق به تاريخ، زبانها، آداب، فنون، علوم و سنت‏هاي مردم اين نواحي است، در حوزه بررسي‏هاي او قرار مي‏گيرد(همانجا)اين مهم نياز به ابزارهايي دارد كه مهمترين آن تسلّط به زبانهاي شرقي و در صدر آن زبان عربي است، لذا يكي از مستشرقان معاصر به نام«آلبرت ديتريش»معتقد است كه مستشرق شخص محققي است كه در صدد مطالعه و فهم (فرهنگ)مشرق زمين بر مي‏آيد، لكن به نتايج صحيحي دست پيدا نمي‏كند مادام كه زبان ملل شرقي را به خوبي نياموخته باشد.(نقل از همانجا، 11 با اندكي تلخيص).



انگيزه‏ هاي مستشرقان


مستشرقان در مطالعات خاورشناسي، اهداف گوناگوني داشته‏اند كه از جمله مي‏توان به اهداف استعماري، تجاري، ديني يا تبشيري، اقتصادي و علمي اشاره كرد.(تفصيل را ر ك:حمدي، زقزوق، 88 الي 89، علي الصغير، 15 الي 21، سباعي، 20 الي 31). در بين اهداف ياد شده، دو هدف يا انگيزه از اولويت بيشتر برخوردار است كه توضيحات مختصري درباره آنها آورده مي‏شود.


2-1-انگيزه‏ هاي ديني يا تبشيري
به عقيده محققان نخستين يا مهمترين هدف مستشرقان در مطالعات شرق‏شناسي-به ويژه از قرن دوازدهم به بعد-هدف تبشيري بوده است(سباعي، 20، علي الصغير، 13؛قطب، 40)اين امر به قدري بديهي است كه برخي از مستشرقان از جمله ادوارد سعيد(نقل از حمدي زقزوق، 86)ورودي بارت(نقل از علي الصغير، 13)ناچار به اعتراف آن شده‏اند.اساس اين هدف بر دعوت به مسيحيت مبتني است اما طريق حصول آن اقناع مسلمانان نسبت به بطلان اسلام آنهم با استفاده از زبان و فرهنگ مسلمانان است اين موضوع را مي‏توان از طريق مطالعه كتابهاي الاسلام و الغرب تاليف نورمن دانيل(م 1960)و المبشرون و المستشرقون اثر محمد البهي دريافت.(علي الصغير، 15) 1 .ناگفته نماند كه مستشرقان در اين هدف خود بر اين مطلب پافشاري مي‏كنند كه اسلام تركيبي از فرهنگ جاهلي و فرهنگ برخاسته از يهوديت و نصرانيت است.(البهي، 112 به نقل از المذهب المحمدي تاليف جب)و نيز معتقدند تا آنجا كه به مايه‏هاي الهي و انساني قرآن ربط پيدا مي‏كند، اين كتاب تعليم جديدي سواي آنچه يهود و نصاري (1)-نيز جهت مطالعه تفصيلي اين موضوع و آشنايي با هدف تبشيري مستشرقان بنگريد به كتابهاي:الاستشراق و التبشير و وصلتهما بالامبريالية العالميه تاليف ابراهيم خليل احمد، التبشير و الاستعمار في البلاد العربيه، تاليف مصطفي خالدي و عمر فرّوخ، الاسلام في وجه التغريب مخططات الاستشراق و التبشير تاليف انور الجندي، الشبهات و الاخطاء الشائعة في الفكر الاسلامي از همين مؤلف.
آورده است، ندارد.(فؤاد، 120 و 126)در اين جا جهت آشنايي با اين هدف مستشرقان به ذكر نمونه‏هايي از اظهارات آنان مبادرت مي‏شود.
-گلدزيهر:«محتواي دعوت پيامبر عربي چيزي جز آميزه‏اي از فرهنگ عربي با آراء و معارف ديني نبود كه محمد به سبب اتصال با عناصر يهودي و مسيحي-كه شديدا و عميقا هم از آنها متأثر شده بود-دريافت كرده بود.محمد مناسب ديد كه به وسيله همين حقايق كه از عناصر بيگانه گرفته بود به بيداري عاطفه ديني هموطنان خود بپردازد...وي از اين افكار و معارف كه تا اعماق جان او ريشه دوانده بود متأثر گرديد.اين افكار كه آن را در پرتو تأثيرات خارجي درك كرده بود به عقيده‏اي تبديل گرديد كه قلبش بر آن شكل گرفت.در اين زمان بود كه از اين تعاليم تعبير به وحي الهي كرد و بعد از مدتي به يقين رسيد خود وسيله‏اي براي اين وحي است».(همو، 12 با اندكي تلخيص).
-توراندريه:«شك نيست كه اصولي اساسي اسلام از دو دين بزرگ آن زمان يعني يهوديت و مسيحيت اقتباس شده است.اين حقيقتي است كه اثبات آن به تلاش زياد نياز ندارد.(نقل از عبد الحميد، 20).
-جورج سيل:«محمد مؤلف و مبتكر اصلي قرآن است و اين مطلب غير قابل بحث و جدل است»(حمدي زقزوق، 100 به نقل از مقدمه ترجمه انگليسي جورج سيل)
-اندرسون:«ترديدي نيست كه افكار محمد با اقتباس از مصادر تلمود و ديگر كتب اساطيري يهود و نيز مصادر مسيحي عرضه شد.(نقل از عبد الحميد، 20 و 21).
برخي از مستشرقان فراتر از دعاوي ذكر شده اين مطلب را هم اضافه كرده‏اند كه:
«در عين حال شناخت محمد از كتاب مقدس شناختي سطحي بود، لذا موجب برداشتهاي ناقص او در طرح عقايدش گرديد.(عبد الحميد، 20 به نقل از نيكلسون) اين مستشرق همچنين به وامداري محمد(ص)از معلمان مسيحي خود كه در كودكي انجيل به او آموختند و او را با سرگذشتهاي اصحاب كهف، اسكندر و...آشنا كردند اشاره كرده و مي‏نويسد:«محمد در ايام اقامت خود در مكه روزي دو نوبت نماز مي‏خواند اما در مدينه مانند يهوديان روزي سه نوبت به نماز مي‏ايستاد.البته پاره‏اي از مسيحيان نيز روزي پنج نوبت نماز مي‏گزاردند.محمد به تقليد از يهوديان كه روز شنبه را براي عبادت خود تعطيل مي‏كردند، روز جمعه را براي اين كار معين ساخت.»(نقل از عبد الحميد، 20 و 21) 1
(1)-نمونه‏هاي ديگر اين اتهامات را بنگريد در كتابهاي:من افتراءات المستشرقين علي الاصول العقديه في الاسلام تاليف عبد المنعم فؤاد، المستشرقون في الاسلام تاليف محمد قطب، المستشرقون و الدراسات القرآنيه تاليف محمد حسين علي الصغير و الاسلام و الغرب تاليف سمير سليمان بر حسب مواضع و فهرست‏هاي اين كتب.اما در نقد مطالبي كه از قول مستشرقان در خصوص محتوي قرآن گذشت مي‏توان گفت:اگر فرض كنيم به پندار خاورشناسان قرآن از دو نوع مطالب تشكيل شده كه بخشي برخاسته از فرهنگ اعراب و بخشي با اثرپذيري از فرهنگ يهوديت و نصرانيت است،
اوّلا:چگونه مي‏توان قرآن را برخاسته از نظام فرهنگي عرب دانست با آنكه در بسياري از آيات و سوره‏هاي قرآن فرهنگ و عقايد اعراب به نقد كشيده و از سوي قرآن بر بسياري از عقايد و آداب و رسوم اعراب جاهلي خط بطلان كشيده شده است.(تفصل را ر ك.معرفت، 110 الي 242:القرآن و ثقافات عصره، ايازي، قرآن و فرهنگ زمانه)
ثانيا:درباره اثرپذيري قرآن از تورات و انجيل بايد سؤال كرد كه با توجه به آنكه رسول خدا(ص)قسمت اعظم عمر خويش را در مكه سپري كرد و به گواه تاريخ، يهود و نصاري در اين شهر پايگاهي نداشته‏اند، چگونه آن حضرت با محافل يهود و نصاري ارتباط برقرار كرده و مطالبي از آنان فرا گرفته است؟ضمنا قرآن در مقابل اعتقادات يهود و نصاري چه موضعي اتخاذ كرده است؟آيا همه را پذيرفته و تصديق و ترويج كرده يا بسياري را تكذيب و احيانا به نقد كشيده است؟واقعيت آن است كه قرآن در مقابل مطالب تورات و انجيل عصر پيامبر و به عبارت ديگر اعتقادات يهود و نصاري به دو گونه موضع‏گيري كرده است:-


2-2-انگيزه‏هاي علمي
از انگيزه‏هاي مهم مستشرقان در مطالعات فرهنگ ملل شرقي به طور عام و پژوهش‏هاي اسلامي، قرآني به طور خاص، انگيزه علمي است.گر چه تعداد مستشرقاني كه با انگيزه صرفا علمي به مطالعه و تحقيق مواريث فكري مسلمانان پرداخته‏اند كم است، (سباعي، 24 و 32)اما در مقابل، اين گروه از مستشرقان با انگيزه سالم و خردمندانه به مطالعه اسلام و قرآن پرداخته‏اند(علي الصغير، 18) آنان در اين جهت زبان عرب را زباني فرهنگي و داراي ادب و فرهنگ ويژه يافتند و قرآن را در مركز اين زبان مشاهده كردند، لذا با انگيزه علمي محض به تحقيق درباره آن دست زدند و ثمرات بزرگي از تلاشهاي خود را باقي گذاشتند كه قابل تقدير است(همانجا، 18)اين مطالعات كه به حقيقت و روش سالم در عمل نزديكتر است(سباعي، 25)ضمنا نشان مي‏دهد كه روزگاري كه غرب تنها از نظر ردّ اسلام به كتاب خدا مي‏نگريست سپري شده است.(راميار، 1)اما:«از آنجا كه قرآن اساسي‏ترين و مهمترين(نص از)نصوص اسلام است و اسلام يكي از سنت‏هاي شرقي، لذا مستشرقان از همان آغاز كار استشراق، به اين متن اهتمام خاص كرده و -الف)موضع‏گيري تصديقي، به اعتبار آن كه تورات و انجيل در اصل دو كتاب آسماني بوده و با قرآن سرچشمه مشترك دارند.(المائده، 44 و 46، 48؛آل عمران، 3؛البقره، 4).
ب)موضع‏گيري تكذيبي نسبت به بسياري از مطالب تورات و انجيل عصر پيامبر و به عبارتي افكار رائج يهود و نصاري در آن زمان، از جمله ادعاي يهود در به قتل رساندن مسيح(النساء، 158)تخطئه مسيحيان در انديشه تثليث(المائده، 73)و اعتقاد به بنوّت عيسي(همان سوره، 72).در اين اعتقادات است كه قرآن مسيحيان را به مباهله دعوت كرده است(آل عمران، 61)و اساسا بخش وسيعي از آيات قرآن در سوره‏هاي البقره، آل عمران، المائده، الاحزاب و الحشر در نقد عملكرد يهود و نصاري به ويژه يهوديان-حتي در مقابل پيامبران خودشان- نازل شده است، لذا چگونه قرآن با اثرپذيري از تورات و انجيل تاليف شده است.(نيز جهت اطلاع بيشتر ر.ك به معرفت، شبهات وردود، 6 الي 109:هل للقرآن من مصادر).
آثار بسياري درباره قرآن پژوهي ارائه داده‏اند كه بايستي آن را«قرآن پژوهي مستشرقين»ناميد.(حاجي ميرزايي، 2/2047)اما مستشرقان در زمينه قرآن مطالعات وسيعي انجام داده‏اند كه اهمّ محورهاي آن عبارتند از:
-تاليف كتابهاي خاص درباره قرآن به ويژه تاريخ قرآن(علي الصغير، 21)و شناخت قرآن مجيد و علوم قرآني(راميار، 1) 1
-تاليف مقالات ويژه درباره موضوعات گوناگون قرآني 2
-جمع مخطوطات عربي، تصحيح متون اسلامي و قرآني، ترجمه آنها به زبانهاي لاتيني و اقدام به انتشار و طبع نسخه‏هاي مصحح(حمدي زقزوق، 73 الي 81) 3 -تاليف مجلات تخصصي درباره خاورشناسي و اسلام‏شناسي(السباعي، 37 و 38)
-تاليف دايرة المعارف بزرگ درباره اسلام و نگارش مدخل‏هاي خاص درباره قرآن در آنها. 4
(1)-جهت اطلاع از حجم تاليفات قرآني مستشرقين بنگريد به فهرست كتابهاي علوم و معارف قرآني چاپ شده به زبانهاي لاتين در فاصله 1995-2001 م انتشارات كتاب مبين، 1380 ه.ش.تهيه و تنظيم دبيرخانه نهمين نمايشگاه بين‏المللي قرآن كريم و نيز سباعي، 34، و نيز همين كتاب ص 49 الي 33 با عنوان:بعض الكتب الخطيرة التي لها مكانة علميه عند بعض الناس.
(2)-در اين خصوص بنگريد به كتابشناسي مقالات قرآني به زبانهاي اروپايي در فاصله 2000 الي 2004 تاليف مرتضي كريمي نيا در ويژه نامه اختصاصي گلستان قرآن به شماره 190.
(3)-در اين باره بنگريد به كارهاي آرتور جفري در تصحيح و طبع المصاحف ابن ابي داود سجستاني و نيز مقدمتان في علوم القرآن و نيز نك علي الصغير، 73 تحت عنوان:التحقيق.
(4)-بنگريد به دائرة المعارف الاسلاميه كه در آن مدخل مفصّلي از دو تن از مستشرقان به نامهاي ا.ت ويلش (A.T.Welsh)و ج د.پيرسون(J.D.Person)در آن درج شده و اخيرا اين مدخل به طور مبسوط مورد نقد قرار گرفته و با عنوان«القرآن الكريم من المنظور الاستشراقي»به قلم محمد محمد ابو ليله مصر، 1423/2002 به -تاليف دائرة المعارف خاص پيرامون قرآن كريم 1
-گردآوري معجم‏هاي موضوعي از قرآن كريم 2
-ترجمه قرآن به زبانهاي زنده اروپايي و زبانهاي ديگر 3


محورهاي مهم در تحقيقات قرآني مستشرقان
از آنچه گذشت نتيجه‏گيري مي‏شود كه مستشرقان مطالعات گسترده‏اي درباره قرآن انجام داده‏اند، در عين حال مي‏توان صرف از نظر از انگيزه‏هاي آنان، اهم محورهاي تحقيقاتي مستشرقان را در موارد زير بر شمرد:
1-قرآن مولود وحي نيست و به عبارت ديگر وحي نوعي تجربه ذهني است يا نوعي از نبوغ فكري است و يا حتي تظاهر صرع و هيستري است(الجندي، 338، -طبع رسيده است.
(1)-اين دايرة المعارف داراي 5 جلد و 1000 مدخل خواهد بود.تا كنون 3 مجلد آن انتشار يافته است.نخستين مجلد آن در سال 2001 ميلادي از سوي انتشارات ليدن(هلند)به طبع رسيده و جلد سوّم آن نيز در سال 2003 از طبع خارج شد.در اين سه مجلد مدخل A الي O مورد نگارش قرار گرفته است.سر ويراستار اين دايرة المعارف خانم دمن مك اوليف استاد دانشگاه جورج تاون آمريكاست و چهار قرآن پژوه و اسلام‏شناس غربي وي را در اين راه ياري مي‏كنند.(تفصيل رار.ك.كريمي‏نيا، 30، زماني 187).
(2)-از جمله بنگريد به تفصيل آيات القرآن الكريم از ژول لابوم فرانسوي به اهتمام محمد فؤاد عبد الباقي و نيز بنگريد به علي الصغير، 76 تحت عنوان:الفهرسة
(3)-از قديمي‏ترين اقدامات مستشرقان و از بارزترين جلوه‏هاي خاورشناسي و اسلام‏شناسي آنان ترجمه قرآن به دو صورت كلي و جزيي بوده است كه از قرن دوازدهم و به قصد مشوّه ساختن چهره اسلام از سوي ارباب كليسا انجام گرديد.(علي الصغير، 63 و 64، عبد الحميد، 11، عسكري، 2/707)و طي قرنهاي گذشته با شتاب زياد انجام پذيرفت تفصيل را بنگريد در الجندي، 341، رادفر مدخل‏هاي ترجمه قرآن به زبانهاي گوناگون 1/515 الي 538، 1/540 الي 543 و 1/563 الي 570).
گلد زيهر، 12، علي الصغير، 41:پديده وحي و مستشرقان، سليمان، 34).
2-نص قرآن منشا غير الهي(بشري)دارد، محمد مؤلف قرآن است و به عبارت ديگر قرآن و تجربه نبوي ارتباط تنگاتنگ با هم دارند(نقل از محمد ابو ليله، 93 در نقد نظريه ويش، حمدي زقزوق، 100 به نقل از جورج سيل، الجندي، 337، حاجي ميرزايي، 2/2049).
3-قرآن داراي منابع و مصادري است كه اهم آنها منابع يهودي، مسيحي، مجوس، صابئي، زردشتي و...است(اكثر مستشرقان به ويژه سليمان، 35 از قول تشارنز فوستر، ابو ليله، 103 در نقد نظريه ويش با عنوان:دعوي الانتحال من الكتب اليهود و النصاري، حمدي زقزوق، 99 الي 108 با عنوان:مصدر القرآن، الجندي، 337، حاجي ميرزايي، 2/2049 با تكيه بر منابع اسلام تسدال)
4-قرآن در زمان پيامبر(ص)به طور كامل نوشته نشد و قسمتهاي زيادي از آن در حافظه‏ها باقي ماند.(بلاشر، 42 الي 45 و نيز همين كتاب 30 و 31، محمد ابو ليله، 143 در نقد نظريه ويش، نولدكه، 240).
5-پيامبر(ص)نظارتي بر جمع و تدوين قرآن نداشت و اساسا نياز و رسالتي در اين جهت احساس نكرد.(بلاشر، 42 الي 45).
6-متن كنوني قرآن حاصل تلاش گروه خاصي از كاتبان وحي در دوره عثمان و ناظر بر منافع آنهاست.(همان، 75 الي 77).
7-تقسيمات قرآن به آيه، سوره، حزب و جزء، به خاطر تسهيل در عمل (خواندن قرآن)بوده و بعدها صورت پذيرفته است.(الجندي، 339 به نقل از لويس جارديه).
8-ترتيب سوره‏هاي قرآن در عهد پيامبر(ص)به صورت فعلي نبود.اكثر مستشرقان با چنين اعتقادي، ترجمه‏هاي خود را بر اساس ترتيب زماني سوره‏هاي قرآن انجام داده‏اند، به اين ترتيب نظريه توفيقي بودن ترتيب سوره‏ها انكار مي‏شود.
(حاجي ميرزايي، 2/2049 با تكيه بر كارهاي نولدكه، شوالي، بلاشر)
9-با توجه به روايات مختلف درباره جمع و تدوين قرآن، مصاحف اوليه و اختلافات آنها و نيز قراءات گوناگون قرآن، قرآن موجود خالي از تحريف نيست. (حمدي زقزوق، 108 با عنوان:صحة النص القرآني، علي الصغير، 21 الي 34: تاريخ القرآن، حسيني طباطبايي، 63، نولدكه و تحريف قرآن، نولدكه، 311 با عنوان:اتهامات وجهها علماء مسيحيون غربيون، و نيز همين كتاب 322 الي 336).
10-متن كنوني قرآن كتابي غير منسجم و مشتمل بر تناقض است.(گلدزيهر، العقيدة و الشريعه، 78؛ابو خليل، 40:تناقض القرآن به نقل از گلدزيهر و لوسيان كليموفتش، عبد الحميد، 17 به نقل از توراندريه، فؤاد، 142 با عنوان:دعوي التناقض في القرآن الكريم و الرد عليها»و در ميان كتاب‏هاي ديني چنانكه گروههاي مختلف ديني به آن معترف هستند، هيچ كتابي همچون قرآن دچار پريشاني و عدم ثبات از لحاظ نص و متن، وجود نداشته است.(گلدزيهر، گرايش‏هاي تفسيري مسلمانان، 29، نيز نقد اين ديدگاه را ر.ك.معرفت، 243 الي 310 با عنوان:موهم الاختلاف و التناقض)
11-تعبير«امي»درباره پيامبر(ص)به معناي عدم آشنايي آن حضرت با خواندن و نوشتن نبوده است.(پارت، 2/643 الي 644 و نيز نقد اين نظر را ر.ك همان مدخل، 2/645 الي 648 از قول احمد محمد شاكر).
12-در متن كنوني قرآن لغات بيگانه و غير عربي فراوان وجود دارد، لذا قرآن معرف يك متن اصيل عربي نيست.(نقل از الجندي، 344 و نيز ر.ك جفري در لغات بيگانه در قرآن).
13-حروف مقطعه در قرآن بي‏معنا و بيهوده‏اند.اين حروف جزء قرآن نيست بلكه حروف آغازين يا نماد اسامي مؤمناني است كه در حيات پيامبر(ص) مجموعه‏هايي شخصي از قرآن براي خود فراهم كردند و آن گاه كه زيد بن ثابت قرآن‏ را گردآوري كرد، اين رموز مالكان نسخه‏هاي قرآني را در مصاحف به كار برد. (نولدكه، 303، الجندي، 339، حاجي ميرزايي، 2/2049 به نقل از اسراري در باب قرآن، نظريه سيل و نيز ر.ك به طباطبايي، 173 با عنوان:حروف مقطعه از منظر خاورشناسان)



آسيب ‏شناسی مطالعات قرآنی مستشرقان


قرآن پژوهي مستشرقان-حتي اگر با انگيزه علمي و به دور از غرض ورزي باشد- با اشكالات متعددي همراه است از جمله:


1-داشتن پيش فرض‏هاي خاص
از مطالب پيشين روشن گرديد كه نگاه مستشرقان در مطالعات اسلامي، قرآني نگاهي برون ديني است.به عبارت ديگر آنان با نگاه يك مسلمان به مطالعه اسلام و مسائل آن نمي‏پردازند؛لذا اعتقادي به رسالت حضرت محمد(ص)ندارند، قرآن را مولود وحي به شمار نمي‏آورند.قائل به اعجاز آن نيستند و نقشي براي اراده الهي در صيانت قرآن از هر گونه تحريف در نظر نمي‏گيرند.البته در تمام موارد گفته شده انتظاري هم از مستشرقان نمي‏رود كه مانند مسلمانان به پژوهش‏هاي قرآني دست زنند.اما آنچه در اين بحث حائز اهميت است آنكه خاورشناسان غالبا فرضيه‏هايي خلاف عقايد و جهت فكري مسلمانان داشته و در تحقيقات خود در پي اثبات آن بر مي‏آيند.
اين موضوع خصوصا در پژوهش‏هايي كه با انگيزه تبشيري صورت مي‏پذيرد، ملموس‏تر است(عبد الحميد، 12 الي 22 با ذكر نمونه‏هاي متعدد)لذا در اين موارد آنان به صورت بي‏طرفانه و رويكرد صرفا تحقيقي با اسلام و قرآن مواجه نمي‏شوند. برخي از پيش فرض‏هاي خاورشناسان مجالي جهت نيل به حقيقت براي آنان ايجاد نمي‏كند از جمله اعتقاد جزمي به نفي رسالت پيامبر اسلام(ص)يا اعتقاد آنان به اثرپذيري قرآن از منابع يهودي، مسيحي و....همچنين تصور عدم جمع و تدوين قرآن در زمان پيامبر(ص)، تعدد مصاحف و قراءات در صدر اسلام و اختلافات آنها و بالاخره مساله وجود تعارض و تناقض در قرآن و راه يافتن تحريف به كتاب الهي.


2-مراجعه به مطلق منابع اسلامي و عدم طبقه‏بندي آنها از جهت اعتبار
مستشرقان به همه منابع مسلمانان از منابع تفسيري، حديثي، تاريخي، ادبي، كلامي و...مراجعه كرده و طبقه‏بندي خاصي از جهت كيفيت اعتبار آنها در نظر نمي‏گيرند(از جمله نك:به نولدكه، 249:الروايات المختلفه، بلاشر، 49 و 50: روايات مختلف جمع قرآن در زمان ابوبكر)
در مراجعه به منابع تحقيق اصل نخست براي خاورشناسان مراجعه به منابع كهن و اقدم است كه اين موضوع در تحقيقات علمي اصلي درست و قابل توجه است، اما به تنهايي كافي نيست.به عنوان نمونه در متون تفسيري، تفسير جامع البيان طبري با تفسير ابن كثير دمشقي در يك رديف قرار ندارند، زيرا تفسير طبري آكنده از روايات ضعيف و اسرائيليات است.(معرفت، 2، بحث طبري و جامع البيان)در صورتي كه تفسير القرآن العظيم ابن كثير به ميزان قابل توجه از اسرائيليات پاكسازي شده و مؤلف آن حتي الامكان به ضعف روايات تفسيري و نقد اسرائيليات اشاره مي‏كند.(مرعشلي، 1/23:ابن كثير و الاسرائيليات)به همين ترتيب بين تاريخ طبري و تاريخ ابن كثير چنين نسبتي برقرار است، چنانكه از نظر دانشمندان حديث نمي‏توان مسندهاي حديثي را-از جهت اعتبار-هم سطح با صحيحين در نظر گرفت.(صبحي صالح، 296:مراتب هذه الكتب، قاسمي، 239: طبقات كتب الحديث).اين تفاوت‏ها در تحقيقات مسلمانان مد نظر قرار مي‏گيرد، لكن خاورشناسان به يكسان از منابع اسلامي و نصوص آنها بهره‏برداري مي‏كنند.
نكته ديگر در استفاده از منابع آنكه، با توجه به فراواني منابع اهل سنت-نسبت به منابع ساير فرق و مذاهب اسلامي-در عالم، مستشرقان غالبا اسلام را از نگاه و دريچه منابع اهل سنت مطالعه كرده و درباره آن به قضاوت و داوري مي‏نشينند، اين در شرايطي است كه اوّلا:در اين كتب مطالب ضعيف و غير قابل قبول حتي از نظر بزرگان اهل سنت فراوان است.ثانيا در اين كتب مطالب زيادي وجود دارد كه گر چه از نظر دانشمندان اهل سنت پذيرفتني است، اما در مذاهب ديگر اسلامي از جمله شيعه، روايات و ديدگاههاي خلاف آن وجود دارد.(از جمله نك:به خويي، 169 الي 193، عسكري 2/121 الي 183، بحث روايات نزول قرآن بر اساس هفت حرف در اهل سنت و مقايسه با نزول قرآن بر اساس حرف واحد در روايات شيعه) در ادامه مقاله نمونه‏هاي ديگري از نظر خواهد گذشت.


3-تقدم نقد متني روايات بر نقد سندي آنها در كارهاي مستشرقان
بعضي از مستشرقان-از جمله كايتاني و شاخت-بر اين عقيده‏اند كه مسلمانان به نقد متن اهتمام نداشته و تمام توجه خود را صرف نقد سند كرده‏اند(شاخت، 2/279، مهريزي، 18 و نيز نك به:عجاج خطيب، 254 به نقل از گاستون ويت و گلدزيهر)ضمن آنكه اسناد نيز در اواخر قرن نخست و اوائل قرن دوم هجري شكل گرفته است.(الاعظمي، 2/392:الاسناد و المستشرقون و همين كتاب، 397: نقد اقوال المستشرقين في الاسناد و بدايته).مستشرقان به اين دليل به روايات منقول در كتب حديثي به ديده ترديد مي‏نگرند(نك:عجاج خطيب، 254)و نتيجه اين ترديد آنكه:اوّلا به رواياتي كه محتوي آنها خلاف پيش فرض‏هاي آنان است مراجعه و استناد نكنند و يا آنها را مورد نقد و تشكيك قرار دهند، ثانيا به روايات ضعيف و مشكوك-گرچه متزلزل كننده اعتقادات مسلمانان باشد، يا تعارض صريح با قرآن، روايات قطعي و موازين عقلي داشته باشد-به راحتي استناد كنند.نمونه‏ روشن اين موضوع استناد مستشرقان به روايات آغاز نزول وحي در منابع اهل سنت، 1 روايات وارده درباره افسانه غرانيق و نيز روايات وارده در باب فراموشكاري رسول خدا(ص)است.(نك:عسكري، نقش عايشه در تاريخ اسلام، 4/407، بلاشر، 31، بوهل، 4/449 به نقل از عسكري، شاخت، 2/266 مدخل اصول و نقد همين مدخل توسط امين الخولي). 2


4-برداشت‏هاي نادرست از آيات و روايات
اشكال ديگر در تحقيقات مستشرقان به برداشت‏هاي نادرست آنان از برخي آيات و روايات ارتباط دارد.اين امر معلول عدم آشنايي دقيق خاورشناسان با ادبيات عرب، لسان آيات و روايات، زواياي تاريخ اسلام و ابعاد فرهنگ ديني مسلمانان از يك سو(علي الصغير، 109 الي 142، حسيني طباطبايي، 189 الي 211) 3 و مراجعه نكردن آنان به همه نصوص و قرائن وارده در يك موضوع از (1)-نقد روايات اهل سنت درباره بعثت را بنگريد به معارف، وحي و رسالت نبوي، 55 و 56.
(2)-علامه سيد مرتضي عسكري در كتاب نقش عايشه در تاريخ اسلام در فصلي با عنوان:«گفتار مستشرقان و بهره‏برداري آنان از رواياتي كه در بخشهاي پيشين كتاب بررسي كرديم»، به تفصيل به نقد بهره‏برداري‏هاي مونتگمري وات در كتاب«محمد در مكه»ر.ف.بودلي در كتاب«زندگاني محمد»، كارل بروكلمان در كتاب «تاريخ الشعوب»، ف.بوهل در«دائرة المعارف الاسلاميه»و يوسف شاخت در همين اثر از روايات آغاز وحي، افسانه غرانيق، حديث افك عايشه مبادرت ورزيده و ديدگاه‏هاي آنان را نقد عالمانه كرده است.(نيز بنگريد به نقدهاي امين الخولي از انديشه‏هاي شاخت، كايتاني در دائرة المعارف الاسلاميه، 2/265 الي 290).
(3)-محمد حسين علي الصغير در گفتاري با عنوان«الابعاد الفنيه لترجمة القرآن و مشكلاتها البلاغية عند المستشرقين»در خصوص ضعف و ناتواني مستشرقان از فهم برخي از الفاظ و تركيب‏هاي قرآن-در مقام ترجمه كلام الهي-شواهد متعددي آورده است كه شايان توجه است(همو، 109 الي 142).نيز حسيني طباطبايي در گفتاري با عنوان:«نقد دائرة المعارف اسلام(چاپ اروپا)»ده مورد از برداشتهاي غلط مستشرقان را از مسائل- سوي ديگر است.اضافه بر آن در صورتي كه مفهوم صحيح آيه يا حديث با برخي از پيش فرضهاي خاورشناسان در تعارض باشد، آنان غالبا به سراغ برداشتهايي از نصوص اسلامي مي‏روند كه با عقايد و ذهنياتشان هماهنگ باشد.ذيلا به ذكر چند نمونه بسنده مي‏شود:


4-1-برداشت از كلمه امّي
بسياري از مستشرقان از جمله نولدكه و اسپرنگر بر اين باورند كه پيامبر آشناي به خواندن و نوشتن بود.(نك:راميار، 506 و 507)مستشرق آلماني«پارت»ضمن بحث در اشتقاق كلمه امّي از امّت و توجه به تحول معنايي آن در اسلام و نيز نقد نظر برخي از مستشرقان مانند«فرانتس بول»مي‏نويسد:«عده‏اي استدلال كرده‏اند كه اطلاق لفظ امّي بر محمد به اين جهت است كه وي نمي‏خواند و نمي‏نوشت، اما حقيقتا لفظ«امي»ارتباطي با اين مطلب ندارد، زيرا آيه 78 سوره البقره-«و منهم اميّون لا يعلمون الكتاب الا اماني و...»-كه به عنوان شاهد اين معنا به آن استناد شده، در واقع اميّون يهود را از جهت عدم آگاهي به خواندن و نوشتن تخطئه نكرده بلكه آنان را از...حيث ناآگاهي به محتوي كتاب آسماني مورد توبيخ و سرزنش قرار مي‏دهد.»(همو، 2/645 و نيز نك:به همانجا 2/645 تعليق احمد محمد شاكر).
با چنين برداشتي از مفهوم«امّي»مي‏توان نتيجه گرفت كه پارت نسبت به تحقيقات علماي لغت، تفسير و تاريخ و حتي آيه 57 از سوره العنكبوت كه مي‏فرمايد:«و ما كنت تتلوا من قبله من كتاب و لا تخطّه بيمينك اذا لارتاب المبطلون»، بي‏اعتنا شده و با اصرار بر نظريه خود، رسول خدا(ص)را آگاه به خواندن و نوشتن توصيف مي‏كند(نقد تفصيلي را ر ك:راغب اصفهاني، 31، -اسلامي طرح و مورد نقد قرار داده است(همانجا).
طبرسي، 4/749 معناشناسي تفسيري امّي، راميار، 504 الي 518 معناشناسي تاريخي امّي با عنوان:پيامبر امّي).


4-2-برداشت از حديث اذان
جوينبل در خصوص تشريع اذان در اسلام مي‏نويسد:«روايت اسلامي مي‏گويد كه پيامبر(ص)پس از ورود به مدينه در سال اول يا دوم هجري شخصا با اصحاب خود مشورت كرد كه بهترين راه براي توجه دادن مؤمنان به اوقات نماز كدام است؟ برخي پيشنهاد كردند كه براي اين كار آتشي بيفروزند يا آنكه در شيپوري بدمند و يا آنكه ناقوسي را به صدا در آورند.اما يكي از مسلمانان به نام عبد الله بن زيد خبر داد كه او در رؤيا مردي را ديده كه از سقف مسجد، مسلمانان را به نماز فرا مي‏خواند، عمر نيز اين شيوه را براي دعوت به نماز ستود و چون گروه مسلمانان بر اين كار اتفاق كردند، پيامبر(ص)فرمان داد تا آن امر را دنبال كنند»(همو، 1/560 مدخل اذان).
نتيجه سخن جوينبل آنكه اذان در اسلام زاده رؤيايي است كه ابن زيد و عمر ديده‏اند و پيامبر(ص)بر اين رؤيا صحه گذاشته است.(حسيني طباطبايي، 194) اما اين عقيده از دو جهت قابل نقد جدي است به شرح:


الف)روايات اهل سنت در باب اذان
مجموع روايات وارده از سوي اهل سنت در باب اذان بر اين واقعيت دلالت نمي‏كند كه تشريع اذان در اسلام ريشه در رؤياي برخي از مسلمانان و صحه‏گذاري پيامبر(ص)بر اين موضوع دارد بلكه به طوري كه برخي از روايات صراحت دارد وحي الهي در تشريع اذان بر خواب اصحاب پيامبر(ص)سبقت داشته است.ابن هشام در نقل يكي از روايات اذان آورده است:«عمر بن خطاب در عالم رؤي مشاهده كرد كه خطاب مي‏كنند:«لا تجعلوا الناقوس بل اذّنوا للصلاة»، پس نزد پيامبر (ص)رفت تا آن حضرت را از روياي خود با خبر سازد، اما قبل از آمدن او، وحي رسول خدا(ص)را از حكم اذان با خبر ساخت، لذا عمر(با آمدن خود به نزد پيامبر)مشاهده كرد كه بلال اذان مي‏گويد، پيامبر(ص)نيز پس از استماع رؤياي عمر به او فرمود:«قد سبقك بذلك الوحي»(همو، 2/156)


ب)روايات شيعه در باب اذان
روايات شيعه به نحو صريح‏تر بر تشريع الهي اذان و اقامه دلالت دارد.در يكي از اين روايات زراره از امام باقر(ع)نقل مي‏كند كه:«آنگاه كه رسول خدا(ص)به معراج رفت و به بيت المعمور رسيد، وقت نماز فرا رسيد جبرئيل اذان و اقامه سر داد، رسول خدا(ص)در جلو قرار گرفت و ملائكه و پيامبران(ص)پشت سر آن حضرت به نماز ايستادند.»(كليني، 3/302)و در حديث ديگر منصور بن حازم از امام صادق(ع)روايت مي‏كند كه آن حضرت فرمود:«جبرئيل صورت اذان و اقامه را بر رسول خدا(ص)نازل ساخت، در حاليكه سر پيامبر(ص)بر دامن علي قرار داشت.چون وحي به پايان رسيد رسول خدا(ص)سؤال كرد اي علي آيا شنيدي؟ او گفت آري، باز سؤال فرمود:آيا به خاطر سپردي؟علي گفت:آري.رسول خدا(ص)فرمود:بلال را صدا بزن و صورت اذان و اقامه را به او ياد بده، علي(ع) نيز بلال را فراخواند و اذان و اقامه را به او آموخت(همانجا، و نيز نك:صدوق 1/183، طوسي، تهذيب الاحكام، 2/64 و 65).


4-3-برداشت از آيه نسخ
مستشرقان به پيامبر(ص)فراموشي نسبت داده و اين مطلب را مستند به قرآن و روايات مي‏دانند.رژي بلاشر مي‏نويسد:«از طريق روايات در مي‏يابيم كه محمد روزي از مجلس وعظي گذشت و شنيد كه واعظ قسمتي از قرآن را از حفظ مي‏خواند.پيامبر كه دچار هيجان شديد شده بود، دريافت كه اين قسمت را فراموش كرده بود و فقط اين تصادف به او امكان داد كه آن را باز يابد.اين موضوع كه ارزش تاريخي آن قابل بحث است به وسيله آيتي از سوره البقره تأييد شده كه:«ما ننسخ من آية او ننسها نأت بخير منها او مثلها»(همان سوره، 106)، گر چه عبارت «فراموش گردانيم»ممكن است به معناي مبهم آن گرفته شود يعني، «متروك سازيم»، ولي مفسريني هم آن را به معني اصلي‏اش مي‏گيرند يعني از خاطره‏ها محو ساختن».(همو، 31 و 32 و نيز نك:شاخت، 2/267).
اما در نقد ديدگاههاي بلاشر و شاخت بايد گفت اشكال وارده بر اين دو نفر و قبل از آنها نولدكه(راميار، در آستانه قرآن، 32 پاورقي)در آن است كه در موضوع فراموشكاري پيامبر(ص)به روايات موجود در كتب اهل سنت مراجعه و اعتماد كرده‏اند.به عنوان نمونه اگر كسي امروز به صحيح بخاري مراجعه كند خود را با اين حديث مواجه مي‏بيند كه:«عن عايشة قالت سمع النبي(ص)رجلا يقرأ في المسجد فقال رحمه الله لقد اذكرني كذا و كذا آية اسقطتها في سورة كذا و كذا» (همانجا، 8/428)، لذا با وجود چنين رواياتي در منابع اهل سنت نمي‏توان به امثال بلاشر، نولدكه و شاخت خرده گرفت، بلكه اشكالي كه به بلاشر و امثال او وارد است آنكه چرا آنان به عوض استدلال به آيه:«ما ننسخ من آية او ننسها»كه به تعبير خودشان آيه‏اي مدني است به آيات:«سنقرئك فلا تنسي الا ماشاء الله»(الاعلي، 7 و 8)كه در مكه نازل شده توجه نكرده و تناقض روايات با قرآن را نتيجه نگرفته‏اند. زيرا آيات ياد شده حامل وعده خداوند بر عدم فراموشكاري رسول خدا(ص)بوده و قطعا وعده خداوند تخلّف ناپذير است.ضمنا استثناي«الاّ ما شاء الله»در آيات سوره اعلي دليلي بر وقوع فراموشي براي رسول خدا(ص)نيست، بلكه اين استثناء صرفا امكان فراموشي براي پيامبر(ص)را در صورت خواست و صلاح الهي‏ مي‏رساند و به عبارت ديگر قدرت خداوند در به فراموشي كشاندن پيامبر(ص)را نشان مي‏دهد«طباطبايي، 20/266 با اندكي تلخيص)و از اين جهت در معناي آيه: «و لئن شئنا لندهبنّ بالذي اوحينا اليك ثمّ لا تجد لك به علينا نصيرا الاّ رحمة من ربّك انّ فضله كان عليك كبيرا»، (الاسراء، 82)است و به طوري كه معلوم است اين آيه نيز قدرت خداوند بر انساء پيامبر(ص)را نشان مي‏دهد نه ضرورتا وقوع اين موضوع را براي آن بزرگوار.(نقدهاي ديگر درباره«ننسها»و استثناي«الاّ ما شاء الله» را بنگريد به امين الخولي، 2/271 و 273).



منابع:


1-قرآن كريم
2-اعظمي، محمد مصطفي، دراسات في الحديث النبوي و تاريخ تدونيه، بيروت، المكتب الاعلامي، 1413 ه.ق.
3-ايازي، سيد محمد علي، قرآن و فرهنگ زمانه، انتشارات كتاب مبين، 1380 ه.ق
4-ابن هشام، محمد، السيرة النبويه، بيروت، دار القلم(بي‏تا).
5-ابو خليل، شوقي، الاسلام في قفص الاتهام، دمشق، دار الفكر المعاصر، 1423، ط 5.
6-بلاشر، رژي، در آستانه قرآن، به ترجمه محمود راميار، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1365.
7-بخاري، محمد بن اسماعيل، الصحيح، بيروت، دار القلم، 1407 ه ق.
8-الجندي، انور، الاسلام في وجه التغريب، قاهره، دار الاعتصام، بي‏تا.
9-همو، الشبهات و الاخطاء الشائعة في الفكر الاسلامي، قاهره، دار الاعتصام، بي‏تا.
10-حمدي زقزوق، محمود، الاستشراق و الخليفة الفكريه، قاهره، دار المنار، 1409 ه.ق.
11-حسيني طباطبايي، مصطفي، نقد آثار خاورشناسان، انتشارات چاپخش، 1375 ه.ش.
12-خويي، ابو القاسم، البيان في تفسير القرآن، بيروت، دار الزهراء، 1408 ه ق.
13-راغب اصفهاني، حسين، معجم مفردات الفاظ القرآن، بيروت، دار الكتب العلميه، 1418.
14-راميار، محمود، تاريخ قرآن، انتشارات امير كبير، 1362 ه ش.
15-همو، تعليقات در آستانه قرآن، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1365 ه.ش.
16-سباعي، مصطفي، الاستشراق و المستشرقون مالهم و ما عليهم، بيروت، دار الوراق، 1422 ه.ق.
17-سليمان، سمير، الاسلام و الغرب، بيروت، دار الحق، 1418 ه.ق.
18-صدوق، محمد بن علي، من لا يحضره الفقيه، بيروت، دار الاضواء، 1405 ه.ق.
19-صالح، صبحي، علوم الحديث و مصطلحه، افست مكتبة الحيدريه، 1417 ه.ق.
20-طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان لعلوم القرآن، بيروت، دار المعرفه، 1408.
21-طوسي، محمد بن حسن، تهذيب الاحكام به تعليق علي اكبر غفاري، نشر صدوق، 1417 ه ق.
22-طباطبايي، محمد حسين، الميزان في تفسير القرآن، بيروت، موسسة الاعلمي، 1393 ه ق.
23-عسكري، سيد مرتضي، القرآن الكريم و روايات المدرستين، شركة التوحيد، 1417 ه ق.
24-همو، نقش عايشه در تاريخ اسلام، ترجمه محمد كرمي، انتشارات منير، 1378 ه.ش.
25-عبد الحميد، عرفان، المستشرقون و الاسلام، بغداد، مطبعة الارشاد، 1969 م.
26-علي الصغير، محمد حسين، المستشرقون و الدراسات القرانيه، بيروت، دار المورخ العربي، 1420 ه ق.
27-عجاج خطيب، محمد، السنة قبل التدوين، بيروت، دار الفكر، 1401 ه ق.
28-فؤاد، عبد المنعم، من افتراءات المستشرقين علي الاصول العقديه في الاسلام، رياض، مكتبه العبيدكان، 1422 ه.ق.
29-قطب، محمد، المستشرقون و الاسلام، قاهره، مكتبة وهبه، 1420 ه.ق.
30-قاسمي، جمال الدين، قواعد التحديث، بيروت، دار الكتب العلميه، بي‏تا.
31-كليني، محمد بن يعقوب، الكافي، دار الكتب الاسلاميه، 1367 ش، ط 3.
32-گلدزيهر، اگناس، العقيدة و الشريعة في الاسلام به ترجمه هيئت مصري، مصر، دار الكتب الحديثه، 1378 ه ق.
33-همو، گرايش‏هاي تفسيري مسلمانان(ترجمه مذاهب التفسير الاسلامي)، به ترجمه سيد ناصر طباطبايي، تهران، ققنوس، 1383 ه ش.
34-مرعشلي، يوسف، مقدمه تفسير ابن كثير، بيروت، دار المعرفة، 1409 ه ق.
35-محمد ابو ليله، محمد، القرآن الكريم من المنظور الاستشراقي، مصر، دار النشر للجامعات، 1423 ه ق.
36-معرفت، محمد هادي، التفسير و المفسرون في ثوبه القشيب، مشهد، دانشگاه علوم رضوي، 1418 ه ق.
37-همو، شبهات وردود حول القرآن الكريم، موسسه التمهيد، 1423 ه ق.
38-نولدكه تيودور، تاريخ القرآن به تعديل فريديش شوالي، دار نشر مكتبة درتريش، 2000 م.


مقالات و ميزگردها
1-پارت، مدخل امّي، دائرة المعارف الاسلاميه، بيروت، دار المعرفة، (بي‏تا).
2-خولي، امين، تعليق مدخل امي، دائرة المعارف الاسلاميه، بيروت، دار المعرفة.
3-حاجي ميرزايي، فرزاد، مدخل مستشرقان و قرآن، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي، انتشارات دوستان و ناهيد، 1377.
4-رادفر، ابو القاسم، مدخل‏هاي ترجمه قرآن به زبانهاي مختلف، دانشنامه قرآن و قرآن پژوهي، انتشارات دوستان و ناهيد، 1377.
5-شاخت، مدخل اصول، دائرة المعارف الاسلاميه، بيروت، دار المعرفة، بي‏تا.
6-شاكر، احمد محمود، تعليق بر مدخل اصول، دائرة المعارف الاسلاميه، بيروت، دار المعرفة.
7-طباطبايي، سيد كاظم، حروف مقطعه از منظر قرآن شناسان غربي، فصلنامه مطالعات اسلامي مشهد، شماره 60، تابستان 1382.
8-مهريزي، مهدي، درآمدي بر مطالعات حديثي خاورشناسان، فصلنامه، علوم حديث، شماره 28، 1382.
9-معارف، مجيد، وحي و رسالت نبوي، مقالات و بررسيها، شماره 74، 1382 ه ش.
10-همو و محمد حسن زماني، ميزگرد جديدترين آراي مستشرقان پيرامون قرآن، گردآوري و تنظيم سيد مهدي برومند، انتشارات دستان، 1383 ه ش.


نويسنده :معارف، مجيد
منبع :مجله پژوهش ديني - بهار 1384 - شماره 9

Post date: 2014-10-28 14:47:07
Post date GMT: 2014-10-28 11:17:07

Post modified date: 2016-07-26 10:21:39
Post modified date GMT: 2016-07-26 05:51:39

Export date: Sun Aug 18 22:40:26 2019 / +0430 GMT
This page was exported from Clisel [ http://clisel.com ]
Export of Post and Page has been powered by [ Universal Post Manager ] plugin from www.ProfProjects.com