عبده، محمّد (یوحنا پینک)

image_pdfimage_print

عبده، محمّد

نویسنده: یوحنا پینک، گروه شرق شناسی، دانشگاه فرایبورگ، آلمان

دانشنامه قرآن لایدن (نسخه تکمیلی)، سال 2015

مترجم: مجید دانشگر، مرکز مطالعات پیشرفته، دانشگاه فرایبورگ، آلمان

«قسمت اول»

مقدمه مترجم[1]

یوحنا پینک،[2] استاد گروه مطالعات شرق شناسی دانشگاه فرایبورگ آلمان است. علاوه بر آشنایی کامل با چندین زبان اسلامی از جمله عربی، ترکی و اندونزیایی، مدت زیادی در تعامل با مراکز و پژوهشگاه های کشورهای شمال آفریقا، بویژه مصر، بوده است. به عنوان یک پژوهشگر پیشرو درمطالعات اسلامی، پینک به تحقیق بر روی تفاسیر قرآنی قرن نوزدهم و پس از آن می پردازد- موضوعی مهم که همچنان جایگاهی در اسلامی شناسی کشورهای مسلمان ندارد. از مطالعه آثار او چنین بر می آید که وی، تفاسیر مدرن قرآن را محصول مطالعات یک جانبه علوم دینی از جانب علما، و یا بر مبنای نیازهای دینی افراد جامعه نمی پندارد، بلکه شکل گیری آنها را مدیون رخدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داخلی و بین المللی جوامع اسلامی می داند. او علاوه بر بررسی تاریخچه تفاسیر به ویژه تفاسیر مدرن، به شکل گیری و جهت دهی آنها در رسانه های اجتماعی از قبیل Youtube، و چالش های پیشروی آن می پردازد. چنین به نظر میرسد که فعالیت های وی در مورد تفسیر نگاری و تفسیر پژوهی، میتواند تا حد زیادی در آینده مطالعات اسلامی تاثیر گذار باشد.

متن کنونی، ترجمه ای از مدخل “محمّد عبده” شخصیت دینی و سیاسی تاثیرگذار مصری در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی است که در نسخه تکمیلی دانشنامه قرآن بریل (لایدن) منتشر شده است. برخلاف بسیاری از افرادی که غالبا به رویکرد سیاسی و اجتماعی عبده پرداخته اند، پینک به برقراری ارتباط بین جایگاه و خواستگاه سیاسی-اجتماعی عبده با تفاسیر مهّم و تاثیرگذارش می پردازد. در حقیقت، پینک جزء اول افرادی است که با بررسی موشکافانه تفاسیر عبده و آنچه که به او نسبت داده شده، به غبارزدایی از باورهای نادرست در مورد تفسیر المنار و دیگر آثار نسبت داده شده به او همت میگمارد، اینکه براستی چه میزان از تفسیر المنار متعلق به محمّد عبده است؟

***

محمّد عبده در سال 1849 در خانواده ای کشاورز در منطقه دلتا النیل دیده به جهان گشود. او تحصیلات دینی را ابتدا در زادگاه خود، طنطا، و سرانجام در مسجد ازهر مصر فراگرفت. در سال 1872 عبده به همراه جمال الدین افغانی (1838-1897)، فعال سیاسی ایرانی که در تلاش برای داشتن دنباله رویی (طرفداری) برای جهت گیریهای ضد بریتانیایی خودش بود، شروع به مطالعه (علوم) نمود. افغانی متفکرانی چون ابن سینا، و ابن خلدون را به عبده معرفی نمود و توجه او را به ترجمه های آثار اروپایی در مورد تاریخ، جامعه شناسی و اندیشه های سیاسی جلب نمود. در سال 1877، عبده درجه “عالمیه” را کسب کرد که به او اجازه داد تا در الازهر به تدریس بپردازد. پس از آن، عبده درگیر سیاست شد و در اولین مرحله به روزنامه نگاری پرداخت. در سال 1880 به سردبیری مجله رسمی مصر با عنوان «الوقایع المصریه» در آمد. دیدگاه های وی در قسمت “سخن سردبیر” بیشتر معطوف به سوالات اجتماعی و اخلاقی بود اما برخی مسائل همچون تعدد زوجات (چند همسری) به تفسیر جدیدی از قرآن نیازمند بود که عبده بعدها آن را ارائه نمود.

در سالهای 1881 و 1882 به حمایت از شاخه (مشروطه) جنبش عُرابی پرداخت، نهضتی که علیه تسلط اروپاییان بر سیاست مصر قیام نمود. زمانیکه ارتش بریتانیا احمد عُرابی، رئیس دولت مصر، را در 1882 عزل نمود، عبده بازداشت و تبعید گشت. او در پاریس به افغانی پیوست جایی که آن دو بعدا مجله عروه الوثقی را در 1884 در مدت بیش از 9 ماه منتشرکردند. مسلما این اولین تلاش به منظور ایجاد برنامه ]مدون[ سیاسی براساس براهین برگرفته از قرآن- در این مورد، یک برنامه ضد امپریالیستی مجاهدانه – به زبان عربی بود و علیرغم توزیع آن در سطح محدود چنین به نظر میرسد که نسبتا تاثیر گذار بوده است. با نزدیک شدن به پایان سال 1884، عبده پاریس را ترک نمود و به دلایل نامعلوم از افغانی جدا شد، اما ممکن است که این جدایی مرتبط با مخالفت عبده با رویکرد رادیکال و ستیزه جو برای مقابله با سلطه اروپاییان بر سرزمین های مسلمانان باشد. سپس، در سال 1888 و قبل از اینکه در نهایت مجاز به بازگشت به مصر شود، عبده به تدریس اصول دین، تاریخ و ادبیات عرب در یک مدرسه تحصیلات عالی در بیروت پرداخت.

پس از درگذشت خدیو توفیق در سال 1892، عبده مورد لطف عباّس حلمی دوم، جانشین توفیق، قرار گرفت و به درجات بالایی در مصر رسید. در سال 1894 او به شورای اداری الازهر منصوب شد و در سال 1899 به عنوان مفتی کشور مصر در آمد. با وجود دارا بودن این جایگاه معتبر، وی خود را تنها به نگارش فتاوی محدود نساخت و به انتشار در روزنامه ها، تالیف کتب و سخنرانی بویژه در مورد تفسیر قرآن همت گمارد. پس از گذران چند سال در این منصب، او مجبور بود تا به افزایش اعتراضات از جانب پژوهشگران الازهر، خدیو، و بخش هایی از مطبوعات پاسخ دهد، افرادی که او را به دلیل عادتهای اروپاییش، نظرات غیرمعمول سنتی او در تعدادی از فتاوای جنجالی، و روابط حسنه وی با بریتانیا مورد انتقاد و تمسخر قرار داده بودند. تحت تاثیر فشارهای همه جانبه و با نزدیک شدن به از دست دادن موقعیتش به عنوان یک مفتی، ]در چنین شرایطی[ عبده در تاریخ 11 ژولای 1905 بر اثر سرطان در شهر اسکندریه در گذشت.[3]

العروه الوثقی و قرآن

عروه الوثقی، مجله ای که عبده به همراه جمال الدین افغانی در پاریس منتشر نمود دارای خط مشی قدرتمند ضد بریتانیایی و (مبتنی بر) اتحاد اسلامی بود که در آن دین اسلام به عنوان محور مرکزی مقاومت ضد امپریالیستی در جهان اسلام شناخته می شد. هیچ توافق علمی مبنی بر میزان مسئولیت عبده در محتوای مجله وجود ندارد؛[4] مقالات منتشره در عروه الوثقی از لحاظ رویکرد و محتوی متفاوت هستند و دلالت دارد براینکه مشارکت عبده ممکن است در برخی موارد مهمتر از دیگر موارد باشد. این احتمال وجود دارد که مقالات قرآن محور غالبا محصول عبده باشند چراکه چنین موضوعات پژوهشی در دیگر آثار نوشتاری افغانی مستند نیستند، اما بطور قابل توجهی در نوشته های عبده نمایان است. در هرصورت، عبده و افغانی مسولیت مشترک محتوای مجله را برعهده گرفتند.

اهمیت قرآن برای مجله عروه الوثقی از این جهت مشهود است که عنوان مجله اشاره دارد به آیه های 256 سوره بقره و 22 سوره لقمان و اینکه این مجله شامل مقالاتی است که با عبارات قرآنی آغاز می شوند. هیچ یک از این مقالات به دنبال تفسیر نمودن آیات قرآن نیستند، بلکه برخی از آنها تا حد زیادی برمبنای قرآن نوشته و در مورد نقش آن برای مسلمانان معاصر صحبت می کنند. دو مقاله (از عروه الوثقی) اساسا نمایانگر آن چیزی است که نویسندگان به عنوان پیام قرآن خطاب به مومنان بر می شمارند.[5]

در گفتمان عروه الوثقی قرآن نقش محوری پیرامون اتحاد مسلمانان را ایفا میکند: نه تنها قرآن متن مقدس منزَل مسلمانان است که “هیچ گاه نسخ نمی شود”،[6] بلکه همچنین حاکمِ تمام مسلمانان و “امام و رهبر برحقشان” است؛[7] آنها را به دفاع از سرزمینشان وعقب راندن مهاجمان فرمان می دهد و تا زمانیکه مسلمانان آن را تلاوت می کنند، همچنان امید به بازپس گیری قدرت و شوکت پیشین برایشان وجود دارد. قرآن حاوی تمام نکات و صفاتی است که مسلمانان به آن برای دستیبابی به این جایگاه نیاز دارند بویژه شجاعت، چنانکه مومنان واقعی میدانند که هرزمان که خداوند اراده نمایند آنها خواهند مُرد و اینکه بهشت در انتظار آنهاست.[8]

از آنجاییکه همه مسلمانان به طور مشترک برای قرآن احترام قائل هستند، (لذا) میتواند به منظور اتحاد بین مسلمانان بکار رود. با این وجود، این امر تنها زمانی محقق می شود که علمای دین به اشاعه ی پیام قرآن برای عموم مردم بپردازند، که در حال حاضر از آن غافلند[9]. قرآن همچنین به مسلمانان در مورد درسهایی که بایستی از سرنوشت گذشتگانی که ایمان و اتّحاد خود را از دست داده اند، در مورد وعده های پروردگار به مومنان، و وظیفه مسلمانان در قبال اصلاح امّتشان (امّت اسلامی) می آموزد، بدین ترتیب خداوند به وعده های خود در قبال ایشان عمل میکند. در قیاس با قرآن، سنّت نبوی نقش بسیار کمتری در عروه الوثقی ایفا میکند.[10]

موضوعات و آیات قرآنی متعددی بارها مطرح می شود. رایج ترین مورد از آنها که در نوشته های بعدی عبده دیده نمی شود “جهاد” است، به معنی صریح کلمه که وظیفه هر مومن انفاق دارایی و زندگی اش درراه خدا است (اشاره به آیه 111 سوره توبه). جهاد به منظور دفاع یا بازپس گیری (احیا) سرزمین های اسلامی به عنوان مهمترین وظیفه ای که قرآن مومنان را بدان مکلف ساخته است. براساس دیدگاه عبده و افغانی، بر خلاف مسیحیت، قرآن تا حد زیادی اخذ حداکثری هنر رزم و جنگجویی (نک: سوره انفال) را به عنوان مسئولیت اصلی مسلمانان در هرسوره مشخص میکند.[11] تاکید مکرر بر وجوب بخشیدن دارایی )فردی)، در کنار جنگیدن، دال بر اینست که جمع آوری کمک های مالی نیز حداقل به همین میزان میتوانسته اهمیت داشته باشد. دومین موضوع تکراری از آیات 118 سوره آل عمران و آیه 1 سوره ممتحنه گرفته می شود که به عنوان ممانعت در برابر اعتماد به خارجیان خوانده می شود؛ بالاخص حاکمان نبایستی اروپاییان را به خدمت خود در آورند. بعلاوه، عبده و افغانی، فریضه ای را براساس قرآن (آیه 46 سوره حج) برای مسلمانان مبنی بر سفر به منظور درک دلایل تباهی پیشینیان ارائه می دهند. مسلمانان بایستی بدانند که اصلاح تنها و تنها برعهده خودشان است تا برای رهایی از سرنوشت پیشینیان خداوند به آنها یاری رساند (آیه 13 سوره هود و آیه 35 سوره انفال). وضعیت اسفناک کنونی نبایستی منجر به دلسردی و ناامیدی شود چراکه تنها کافرانند که از خداوند ناامید هستند (آیه 87 سوره یوسف و آیه 56 سوره حجر). در عوض، آنها بایستی به امر به معروف و نهی از منکر بپردازند (آیه 110 سوره آل عمران؛ 157 اعراف؛ 71 توبه؛ 112 توبه، 41 حج). مخاطبان اصلی نکته پایانی علما هستند، کسانی که بارها و بارها نقد می شوند و به آنها توصیه میشود تا پیام قرآن را در بین مومنان احیاء کنند. در پایان، عبده و افغانی به منظور سرزنش حاکمان کشورهای اسلامی به دلیل حکومت های خودکامه شان، به اصل قرانی شوری (آیه 159 سوره آل عمران و 38 سوره شوری) اشاره میکنند.

رساله التوحید و قرآن

شناخته شده ترین اثر محمّد عبده “رساله التوحید” است که معمولا به عنوان “The Theology of Unity” ترجمه می شود. این رساله براساس سخنرانی های او در مدرسه سلطانیه در بیروت در بین سالهای 1885 و 1888 است. این کتاب فقط در سال 1897 منتشر شد و چنین به نظر میرسد که در ابتدا بسیار اندک مورد توجه قرار گرفت؛ شهرت رساله به دلیل چاپ دوم آن پس از مرگ عبده است که در آن برخی از مباحث بویژه موضوعات جنجالی خاص حذف شده است.[12] این رساله یک متن درسی مقدماتی ویژه خوانندگان عمومی (غیرمتخصّص) است لذا با وجود مختصر و جامع بودن، منعکس کننده تمامی دیدگاهای دینی عبده نمی باشد.[13] بدین ترتیب، ارتباط قاعده مندی با قرآن ندارد. با این وجود، از آنجاییکه شک و تردیدی در اصالت و اعتبار قرآن به عنوان اصلی ترین منبع اسلام نیست، نقش محوری در استدلالهای عبده دارد.[14] در مقابل، عبده به احتیاط در به کارگیری حدیث می پردازد و هیچگاه به اینکه احادیث مسیر/وسیله ای هستند که مسلمانان معاصر میتوانند از آن طریق با حضرت محمّد مرتبط شوند اشاره نمیکند.[15]

این فرض اصلی عبده است که قرآن به عنوان یک وحی الهی با عقل در تضاد نیست؛ بلکه آن تنها کتاب مقدسی است که وحی و عقل را در بیشترین حد ممکن با یکدیگر در می آمیزد.[16] از آنجاییکه آن ارائه دهنده استدلالها، براهین و تکذیب کننده استدلالهای مخالف است، پیام آن نه تنها به دلیل وحیانی بودن آن، که همچنین به دلیل منطق ذاتی اش بایستی پذیرفته شود.[17] علیرغم تاکید عبده بر نقش عقل، وی وجود وحی را برای انسانها واجب برمی شمارد چراکه هرچند وجودیت پروردگار بطور منطقی اثبات شدنی است، اما همه جوانب و صفات بارگاه الهی چنین نیست. بعلاوه، ذات بشری مانع از آن می شود تا انسان همیشه براساس فرامین عقلی عمل کند، بدین دلیل است که انسان ها و جوامع برای عمل نمودن (انجام امور) به راهنمایی و ارشاد نیازدارند.[18] با اینحال، تناضی بین وحی و عقل نمی تواند وجود داشته باشد، که اگر چنین به نظر برسد، باید دلیل را در کج فهمی خواننده جست.[19] عبده پیام قرآن را بعنوان مکتب آزادی (بخش) می پندارد: انسانها آزاد و برابر آفریده می شوند و اسلام آنها را از تسلیم در برابر اراده و سلطه آدمیان و خرافات رها می سازد. همچنین، قرآن است که اصول برای نظم عقلانی جامعه را پی ریزی میکند. برتری نسلهای اولیه اسلام، سلف، در این است که آنها پیرو چنین اصولی بوده اند.[20] داستانهای تنبیهی در قرآن در مورد سرنوشت مردمانی که از این اصول امتناع کردند به انسانها می آموزد.

فصل «قرآن» در رساله التوحید، که در ساختار دراماتیک کتاب قبل از رسیدن به قسمت اساسی آن واقع است،[21] تا حدی زیادی مرتبط با ارائه ادله در مورد منشاء وحیانی قرآن است. براساس دیدگاه عبده، قرآن اولین شنوندگانش را از طریق اعجاز بلاغی متقاعد کرد؛ آن حتی در آیات باصطلاح تحدّی (اسرا 88؛ هود 13، یونس 37) یک چالش پیرامون پدید آوردن متن مشابه را مطرح می کند، اما علیرغم شکوفایی عقلی و بلاغی عربهای همعصر پیامبر -که عبده به آن باور داشت-، آنها قادر به رویارویی با این چالش نبودند. بنابراستدلال عبده، این امری غیرممکن است که پیامبری که توانایی خواندن و نوشتن ندارد توانسته باشد چنین متنی را بوجود آورد. علاوه براین، قرآن حاوی پیش بینی های تاریخی است که بعدها به حقیقت پیوستند، که این دلیل دیگری بر منشاء وحیانی آن می باشد. در نتیجه، همه محتوای قرآن بایستی به عنوان وحی صادق از جانب پروردگار در نظر گرفته شود از جمله حکم آن در مورد محمّد به عنوان خاتم پیامبران (آیه 40 سوره احزاب).[22] با این وجود، از منظر عبده، قرآن به شکلی پایدار در فرهنگ، زبان، جامعه و افق ذهنی اولین مخاطبانش جای میگیرد. از اینروست که تنها نسل اول مسلمانان قادر به فهم آن بدون هیچ شرحی بوده اند. در نتیجه، نه تنها تفسیر قرآن جایز است بلکه واجب نیز است و آن بایستی مشخصات جامعه ابتدایی عرب قرن هفتم را در نظر بگیرد.[23]

درباره موضع عبده در مباحث کلامی پیرامون پیدایش قرآن چندین بحث علمی وجود دارد. هرچند تعدادی از پژوهشگران براین باورند که عبده بطورجد پیرو عقائد معتزلی بوده،[24] گروهی به این نکته اشاره دارند که عبده منحصرا به رد اینکه قرآنی که تلاوت می شود (تلاوت قرآن) ابدی نیست[25] در حالیکه از منبعی جاودان مشترک با پروردگار می آید اذعان دارد.[26] بعلاوه، در رساله التوحید، عبده به نقد مواضع معتزله و سنتی به عنوان جریانهایی که منجر به ایجاد نزاع شده و مسلمانان را از اجماع در مورد عناصر مهم عقیدتی دور میسازد میپردازد.[27]

تفاسیر قرآنی عبده

در سال 1898، محمّد رشید رضا (1860-1935)، اهل سوریه، به قاهره آمد تا به انتشار یک مجله و همچنین ملاقات با محمّد عبده، که وی را از طریق عروه الوثقی می شناخت، بپردازد. ظاهرا، رضا تلاش کرده بود تا عبده را برای نگارش یک تفسیر با رویکرد و پیامی مشابه آنچه که در عروه الوثقی به کار رفته بود متقاعد کند، اما عبده در مورد تاثیر آثار نوشتاری خوش بین نبود بویژه بر مخاطبی که به عقیده وی عموما بی تمایل به استفاده از آن است، با اشاراتی به علمای دین، که در نگاه او منزلتی نداشتند. در ضمن، عبده معقتد بود که بیشترآنچه که نیاز است در مورد قرآن گفته شود را میتوان در آثار پژوهشگران قبلی یافت و تکرار آن ضروری نیست. در نهایت، به نظر عبده تفسیر نمودن کل قرآن به شیوه ای مناسب امری است که تکمیل آن در طول حیات یک فرد غیرممکن است. به هر روی، عبده در سال 1899، مشخصا با هدف بررسی موضوعاتی که توسط مفسران پیشین مطرح نشده، آغاز به ایراد سخنرانی های تفسیری در الازهر نمود. سخنرانی های وی به بحث در مورد هریک از آیات به ترتیب از ابتدای قرآن تا آیه 125 سوره نساء می پرداختند. در 1900 رضا به انتشار سخنرانی ها و دیگر نگاشته های جسته و گریخته تفسیری در مجله المنار پرداخت.[28] سپس، او که تفسیر کامل سوره اول به همراه مقدمه ای بر تفسیر قرآن و سه مقاله تفسیری دیگر داشت، همگی را در یک کتاب تحت عنوان “تفسیر الفاتحه” در سال 1901 منتشر کرد. آن شامل رونویسی واژه به واژه از سخنرانی های عبده نیست، بلکه خلاصه نویسی های رضا از سخنرانی هایی است که قبل از انتشار توسط عبده بررسی شده و حاوی اندک اضافاتی توسط رضا است.

“تفسیر الفاتحه” به بررسی آیه به آیه و کلمه به کلمه اولین سوره قرآن، فاتحه، می پردازد. این تفسیر دربردارنده برخی از نقطه نظرات تفسیری اساسی عبده است و نشانگر تصوّر وی از قرآن به عنوان یک کتاب هدایت است.[29] براساس نظر عبده، قرآن برای ترویج پنج موضوع کلیدی نازل شده که همگی آنها در سوره فاتحه جمع شده اند: توحید، وعده آخرت، عبادت، مسیرسعادت، و داستان مردم و اقوامی که مطیع پروردگار بودند و همچنین آنهایی که از حدود الهی [تعیین شده توسط خداوند] تجاوز کردند.[30] علاوه براین، سوره فاتحه، با دعاهای مکرر در مورد رحمت (رحمان) و عطوفت (رحیم) پروردگار(آیه اول و سوم) این دو صفت را به عنوان صفات اصلی خداوند برمی شمارد که بقیه صفات نیز از آن سرچشمه میگیرند.[31]

سه مقاله تفسیری که بخشی از “تفسیر الفاتحه” را تشکیل می دهند[32] پیشتر در مجله المنار منتشر شده بودند. اولین مقاله به قسمتی از قرآن که در ظاهر در بردارنده تناقض با مسئولیت انسانها در قبال سرنوشتشان است می پردازد (آیات 78 و 79 سوره نساء)؛ عبده برآنست تا ازجایگاه فلسفی و روانشناسی آن را حل کند. دومین و سومین مقاله کاملا تبشیری هستند. در یکی از آنها، عبده آیات شیطانی و یا داستان غرانیق (قصه الغرانیق) را بحث میکند، و از آنجاییکه این داستان اشاره دارد به اینکه محمّد ممکن است جمله ی صادر شده از جانب شیطان را به اشتباه به عنوان وحی الهی تلقی کرده باشد به رد آن میپردازد. در تفسیرش بر آیات 36 و 37 سوره احزاب، عبده با هدفی مشابه به رد نسخه ی رایج از داستان زید و زینب که معمولا به عنوان سبب نزول این دوآیه محسوب می شود می پردازد. بنابراین نسخه، محمّد در آرزوی داشتن زینب، همسر پسرخوانده اش زید، و به دلیل زیباییش بوده، اما محمّد مردد بوده که پس از متارکه زید از زینب، و تنها به دلیل اینکه فرهنگ زمانه عرب ازدواج فردی با همسر قبلی پسرش را نهی کرده با او ازدواج کند. بدین ترتیب، آیه 37 سوره احزاب به صراحت به محمّد اجازه پیوندی که مشتاقش بوده را می دهد. بنابر دیدگاه عبده، حضرت محمّد بالاتر از چنین امیال انسانی می باشد. بلکه، او بواسطه وحی از جانب خداوند با زینب ازدواج نمود تا بدین طریق و با اقدام خودش به اعراب نشان دهد که فرهنگ آنها مبنی بر یکی دانستن پسرخوانده با پسر خونی/ژنتیکی[33] در نظر پروردگار باطل و بی اعتبار است. در هر دو مورد [مقاله] عبده تلاش میکند تا از عصمت محمّد در برابر انگیزه طرف مقابل دفاع کند؛ دفاعی که احتمالا در درجه اول به سمت خاورشناسان اروپایی نشانه رفته بود.

اثر تفسیری که تا حد بسیار زیادی با محمّد عبده گره خورده تفسیری با نام “تفسیر المنار” است که نام اصلی آن “تفسیر القرآن الحلیم” (در ویرایش بعدی: الحکیم) است. با این وجود، این اثر مسئله دارترین منبع برای [شناخت] تفسیر عبده به شمار می رود. این تفسیر براساس رونویسی از سخنرانی های عبده از آیات اول سوره فاتحه تا 125 سوره نساء است که در ابتدا در المنار منتشر شد. عبده، براساس اظهار نظر رضا، به بازخوانی و اصلاح غالب مورادی که رضا منتشر کرده پرداخت و موافقت خود مبنی بر نشر آن را به انشارات ارائه داد. اما آن روند با مرگ ناگهانی عبده پایان پذیرفت، در مقطعی که تنها سوره اول و نیمی از سوره دوم منتشر شده بود.[34] حتی با در نظر گرفتن این متون، ظاهرا تاییدیه ای که عبده صادر کرده تنها شامل آندسته از رونویسی سخنرانی هایش بوده که در “مجله المنار” و “تفسیر سوره فاتحه” منتشر شده بودند. انتشار “تفسیر المنار” به عنوان یک تفسیر مجزا به منظور پوشش کل آیات قرآن تنها پس از مرگ عبده آغاز شد. رشید رضا نظرات و اضافات بسیار زیادی را بر سخنرانی های عبده افزود که احتمالا عبده هیچگاه آنها را ندیده بوده است؛ پس از آیه 125 سوره نساء، رضا تفسیر را برپایه نظرات خودش ادامه میدهد و این بدین معناست که چیزی حدود تفریبا پانزده درصد از “تفسیر المنار” به شخص عبده یا خلاصه نویسی های رضا از سخنرانی های عبده برمیگردد. بعلاوه، در بخش نگاشته شده توسط رشید رضا، گرایش کلی به ملایم نمودن یا به حاشیه راندن[حذف] دیدگاه های جنجالی عبده وجود دارد؛[35] به منظور انجام این کار، رضا سخنرانی های عبده را در تفسیر خودش جای میدهد. از لحاظ حجم، اختلاف بسیار زیادی بین نظرات کوتاه عبده و نظرات طولانی رضا پس از پایان جزء دوم (آیه 252 سوره بقره) به چشم میخورد، که آن بخش هایی است که عبده شخصا آنها را ملاحظه و اصلاح نکرده است. در مورد تفاوت دیدگاه رضا و عبده، رشید رضا غالبا سعی نموده تا با اضافه نمودن به نظرات عبده یا تفسیر نمودن آنها به طریقی مشخص تعادلی بین دودیدگاه ایجاد نماید.[36] از اینروست که بایستی در استفاده از محتوای تفسیر المنار به عنوان منبع اندیشه های عبده با احتیاط خاصی عمل نمود، هرچند در اغلب موارد – به جز چند استثناء—رضا بوضوح بخش های مربوط به عبده و خودش را مشخص میکند.[37] گاهی اوقات، رضا به اینکه کل تفسیر یک آیه ی مشخص توسط عبده به نگارش در آمده[38] اشاره میکند که در این صورت آن قسمت در مقایسه با رونوشت سخنرانی های عبده می تواند قابل اعتمادتر باشد.

یکی دیگر از از آثار خیلی کمترشناخته شده و بررسی شده در قیاس با “تفسیر المنار”، تفسیر جزء سی ام، جزء عمّ، است که شامل سوره های 78 تا 114 قرآن میباشد. ازآنجاییکه این سوره ها به همراه سوره فاتحه از کوتاه ترین سور قرآنی می باشند، آنها معمولا پایه های آموزش مقدماتی قرآن را شکل میدهند. از اینرو، تفاسیر جزء عمّ متدوال بوده و معمولا جنبه آموزشی دارند. تفسیر جزعمّ عبده هم از این مقوله مستثنی نیست. عبده آن را در 1903 و در طول اقامتش در ژنو [سوییس] به رشته تحریر در آورد به این منظور که به عنوان یک راهنمای آموزشی برای مربیان در مدارس وابسته به “جمعیه خیر” ، که او در آن زمان ریاستش را عهده دار بود، واقع شود.[39] تفسیر جزء عمّ در ابتدا توسط انتشارات خدیوی [سلطنتنی] مصر در سال 1904 منتشر شد. نقطه نظرات و تفاسیری که عبده در تفسیر جزء عمّ ارائه نمود غالبا بدیع هستند.[40]

پیرامون تفسیر سوره عصر که به عنوان بخشی از تفسیر جزء عمّ قرار دارد، عبده تفسیر جداگانه و مفصل تری را در سال 1903 نگاشت که براساس سخنرانی است که او در همان سال و در طول اقامتش در الجزایر برای علمای محلی ایراد کرده بود. در ابتدا “تفسیر سوره العصر” در المنار[41] و سپس به عنوان یک کتابچه منتشرشد. عبده سوره عصر را به عنوان یکی از اساسی ترین بخش های قرآن در نظر میگیرد؛ به نظر او، این سوره با سوره لیل جفت می شود [هم صداست] چرا که هردوی آنها شامل پیام های اخلاقی بینادین قرآن هستند، اشاره به ظرفیت انسان برای تمییز بین اعمال خوب و بد دارند، و وعده دهنده سعادت به عنوان پاداش رفتارهای اخلاقی می باشند. بدین ترتیب، انسان به تنهایی مسئول سرنوشت خود است، و پایبندی به هر نوع دین خاصی نه ضمانت کننده و نه مانع رسیدن به بهشت است؛ بلکه این تقوا است که تعیین کننده است. [42]

…………………………………………………………………….

[1] قسمت دوم مقاله، به امید ترجمه ای روانتر و به همراه فهرست منابع، به زودی منتشر خواهد شد.

[2] Johanna Pink

[3] Sedgwick; Amīn, 25-56; Adams, 18-103

[4] (Hildebrandt, 229, n. 64, with further references; Hamzah, 43-4)

[5] (al-Afghānī/ʿAbduh, al-ʿUrwa al-wuthqā, 2:160-7; al-Afghānī/ʿAbduh, al-ʿUrwa al-wuthqā wa-l-thawra, 128-34).

[6] al-Afghānī/ʿAbduh, al-ʿUrwa al-wuthqā, 1:222

[7] al-Afghānī/ʿAbduh, al-ʿUrwa al-wuthqā, 1:95

[8] al-Afghānī/ʿAbduh, al-ʿUrwa al-wuthqā wa-l-thawra, 142-6

[9] al-Afghānī/ʿAbduh, al-ʿUrwa al-wuthqā, 1:200

[10] (Jomier, Revue)

[11] al-Afghānī/ʿAbduh, al-ʿUrwa al-wuthqā, 1:90-1

[12] Sedgwick, 63-4

[13] Büssow, 279

[14] Sedgwick, 66

[15] Büssow, 295

[16] Büssow, 294

[17] L’Hopital, 141

[18] Sedgwick, 65

[19] L’Hopital, 141

[20] Sedgwick, 66-7

[21] Büssow, 284-5

[22] ʿAbduh, Risāla, 93-7

[23] Büssow, 290

[24] Haddad, 209-15; Caspar, 157-65

[25] نکته مترجم براساس گفتگو با نویسنده: عبده هیچگاه موافق کامل با دیدگاه معتزله و اشعری در مورد پیدایش و یا عدم پیدایش قرآن نبوده است.

[26] ʿAbduh, Risāla, 28

[27] Hildebrandt, 240; 252-5

[28] ʿAbduh/Riḍā, 1:12-15

[29] ʿAbduh, Fātiḥa, 28

[30] ʿAbduh, Fātiḥa, 23

[31] ʿAbduh, Fātiḥa, 36-7

[32] ʿAbduh, Fātiḥa, 64-123

[33] Biological

[34] Jomier, Commentaire, 50-4; ʿAbduh/Riḍā, 1:15-6

[35] Haddad, 220-2

[36] see, e.g., ʿAbduh/Riḍā, 1:34-5, 38; 4:339-78

[37] Jomier, Commentaire, 51-2

[38] cf. ʿAbduh/Riḍā, 1:235; 2:275

[39] Jomier, Commentaire, 52

[40] بطور مثال نک: قرائت استعاره ای عبده از قسم در سوره الضحی در تفسیر جزء عمّ، صص 9-118.

[41] ʿAbduh, Aʿmāl, 5:501, n. 1; 505, n. 1

[42] ʿAbduh, Aʿmāl, 5:505-21