ابن سینا و خودآگاهی در حیوانات: شناخت و هویت

image_pdfimage_print

ابن سینا و خودآگاهی در حیوانات: شناخت و هویت، نوشته احمد الویشاه، مجله علوم و فلسفه عربی، مارس 2016

AVICENNA ON ANIMAL SELF-AWARENESS, COGNITION AND IDENTITY, By AHMED ALWISHAH, Arabic Sciences and Philosophy, Volume 26, Issue 1 March 2016

خلاصه مقاله
هدف از این مقاله ارائه­ ی مطالعه­ ای جامع و نظام مند در گزارش ابن سینا از خودآگاهی و شناخت حیوان است. در اولین قسمت از این نوشتار، نویسنده توضیح می­دهد که ابن سینا معتقد است، انسان ذاتا، خودآگاهی مستقیم و مستمر دارد. او همچنین معتقد است، انسان و غیر انسان (مراد صرفا «حیوانات» است) از بسیاری از قوای ذهنی داخلی و ظرفیت­ های ادراکی به یک شکل برخوردار هستند. این مطلب طبیعتا ابن سینا را به سمت دو پرسش هدایت می­کند: آیا حیوانات نیز خود آگاهی دارند؟ اگر پاسخ آری است، تفاوت آن با خود آگاهی در انسان چیست؟ ابن سینا صراحتا استدلال می­کند که حیوانات نیز خود آگاهی دارند (شعور بالذات)[1]. اما او به این مطلب را نیز اثبات می­کند که خود آگاهی در حیوانات ذاتا با خودآگاهی در انسان متفاوت است. در نظر وی، در مقابل خود آگاهی انسان، خوداگاهی حیوانات، بصورت غیر مستقیم[2] “مخلوط شده” قرار دارد. او اثبات می کند، خودآگاهی حیوانات توسط قوه وهم[3] آن­ها فراهم می ­شود؛ از این رو، در بخش دوم از مقاله، نویسنده به بررسی نقش شناختی وهم در حیوانات می ­پردازد؛ و چگونگی ارتباط آن­ را با خودآگاهی بیان می­کند. بر اساس دیدگاه ابن سینا، وهم در خدمت تشخیص و تمیز دادن بدن و اجزاء آن از موضوعات خارجی است و نقش مهمی را در پیوند آن با فعالیت های ادراکی، ایفا می ­کند. در ادامه این مطلب مطرح می­ شود که خود آگاهی در حیوانات بر خلاف انسان، ذاتا با بدن در ارتباط است. در بخش سوم، نویسنده نشان می­دهد، در حالی که ابن سینا آگاهی حیوانات از خود آگاهیِ خود را انکار می­ کند، به صراحت تاکید می­ کند که حیوانات می ­توانند هویت فردی (الهویت الجزئیه)[4] خود را درک کنند، اما نه بصورتی که انسان آنرا درک می­ کند، بلکه برخلاف انسان، این ادراک بصورت ضمنی و عارضی و به عنوان بخشی از آگاهی ادراکی آن­ها است.

متن کامل مقاله را می توانید از اینجا دریافت نمائید.

____________________________________________________________________

[1] (shuʿūr bi-al-dhāt)
[2]
ابن‌سینا در مباحثات در تبیین نظریه خود چنین می‌گوید: «برخلاف حیوانات، انسان به خود به عنوان موجودی واحد آگاه است و در عین حال به خود به عنوان فاعل این آگاهی و موضوع این آگاهی نیز واقف است در حالی‌که حیوانات صرفاً نوعی آگاهی مبهم دارند که در آن تمایز بین فاعل و متعلق آگاهی و سپس آگاهی به فاعل این آگاهی وجود ندارد (ابن‌سینا،1371: 176؛ همان: 225). خودآگاهی در حیوانات کار قوه وهم است (همان:179؛ 221) و از آنجا که وهم امری مادی است لذا خودآگاهی حیوانات نسبت به انسان در مرتبه پایین‌تری قرار دارد. به عبارت دیگر، انسان، نسبت به خود در مقام موجودی خود آگاه، آگاهی دارد. به این صورت که در آگاهی بسیط انسان اگاهی تفصیلی وجود دارد، زیرا انسان به ذات خود که همان عقل است آگاهی است و چون عقل همواره برای خود حاضر است، نوعی آگاهی انعکاسی در اینجا ایجاد می­شود.
[3] faculty of estimation (wahm)
[4] (al-huwiyya al-juzʾiyya)

مجتبی علی پور